X
تبلیغات
ریاضیات mathematics

ریاضیات mathematics

گاهي وقتها آنقدر غرق در آرزوهاي خودت هستي که يادت ميره خودتم آرزوي کسي هستي

تاریخچه ریاضیات

 

«تاريخچه مختصر رياضيات»

-------------------------------------------

انسان اوليه نسبت به اعداد بيگانه بود و شمارش اشياء اطراف خود را به حسب غريزه يعني همانطور كه مثلاً مرغ خانگي تعداد جوجه هايش را مي داند انجام مي داد اما به زودي مجبور شد وسيله شمارش دقيق تري بوجود آورد لذا به كمك انگشتان دست دستگاه شماري پديد آورد كه مبناي آن 60 بود. اين دستگاه شمار كه بسيار پيچيده مي باشد قديمي ترين دستگاه شماري است كه آثاري از آن در كهن ترين مدارك موجود يعني نوشته هاي سومري مشاهده مي شود. سومريها كه تمدنشان مربوط به حدود هزار سال قبل از ميلاد مسيح است در جنوب بين النهرين يعني ناحيه بين دو رود دجله و فرات ساكن بودند. آنها در حدود 2500 سال قبل از ميلاد با امپراطوري سامي عكاد متحد شدند و امپراطوري و تمدن آشوري را پديد آوردند. نخستين دانشمند معروف يوناني طالس ملطلي (639- 548 ق. م.) است كه در پيدايش علوم نقش مهمي به عهده داشت و مي توان وي را موجد علوم فيزيك، نجوم و هندسه دانست. در اوايل قرن ششم ق. م. فيثاغورث (572-500 ق. م.) از اهالي ساموس يونان كم كم رياضيات را بر پايه و اساسي قرار داد و به ايجاد مكتب فلسفي خويش همت گماشت. پس از فيثاغورث بايد از زنون فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در 490 ق. م. در ايليا متولد شده است نام ببريم. در اوايل نيمه دوم قرن پنجم بقراط از اهالي كيوس قضاياي متفرق آن زمان را گردآوري كرد و در حقيقت همين قضايا است كه مباني هندسه جديد ما را تشكيل مي دهند. در قرن چهارم قبل از ميلاد افلاطون در باغ آكادموس در آتن مكتبي ايجاد كرد كه نه قرن بعد از او نيز همچنان برپا ماند. اين فيلسوف بزرگ به تكميل منطق كه ركن اساسي رياضيات است همت گماشت و چندي بعد منجم و رياضي دان معاصر وي ادوكس با ايجاد تئوري نسبتها نشان داد كه كميات اندازه نگرفتني كه تا آن زمان در مسير علوم رياضي گودالي حفر كرده بود هيچ چيز غيرعادي ندارد و مي توان مانند ساير اعداد قواعد حساب را در مورد آنها به كار برد. در قرن دوم ق. م. نام تنها رياضي داني كه بيش از همه تجلي داشت ابرخس يا هيپارك بود. اين رياضيدان و منجم بزرگ گامهاي بلند و استادانه اي در علم نجوم برداشت و مثلثات را نيز اختراع كرد. بطلميوس كه به احتمال قوي با امپراطوران بطالسه هيچگونه ارتباطي ندارد در تعقيب افكار هيپارك بسيار كوشيد. در سال 622 م. كه حضرت محمد (ص) از مكه هجرت نمود در واقع آغاز شكفتگي تمدن اسلام بود. در زمان مأمون خليفه عباسي تمدن اسلام به حد اعتلاي خود رسيد به طوري كه از اواسط قرن هشتم تا اواخر قرن يازدهم زبان عربي زبان علمي بين المللي شد. از رياضيدانان بزرگ اسلامي اين دوره يكي خوارزمي مي باشد كه در سال 820 به هنگام خلافت مأمون در بغداد كتاب مشهور الجبر و المقابله را نوشت. ديگر ابوالوفا (998-938) است كه جداول مثلثاتي ذيقيمتي پديد آورد و بالاخره محمد بن هيثم (1039-965) معروف به الحسن را بايد نام برد كه صاحب تأليفات بسياري در رياضيات و نجوم است. قرون وسطي از قرن پنجم تا قرن دوازدهم يكي از دردناكترين ادوار تاريخي اروپاست. عامه مردم در منتهاي فلاكت و بدبختي به سر مي بردند. برجسته ترين نامهايي كه در اين دوره ملاحظه مي نماييم در مرحله اول لئونارد بوناكسي (1220-1170) رياضيدان ايتاليايي است. ديگر نيكلاارسم فرانسوي مي باشد كه بايد او را پيش قدم هندسه تحليلي دانست. در قرون پانزدهم و شانزدهم دانشمندان ايتاليايي و شاگردان آلماني آنها در حساب عددي جبر و مكانيك ترقيات شايان نمودند. در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه شخصي به نام فرانسوا ويت (1603-1540م) به پيشرفت علوم رياضي خدمات ارزنده‌اي نمود. وي يكي از واضعين بزرگ علم جبر و مقابله جديد و در عين حال هندسه دان قابلي بود. كوپرنيك (1543-1473) منجم بزرگ لهستاني در اواسط قرن شانزدهم دركتاب مشهور خود به نام درباره دوران اجسام آسماني منظومه شمسي را اين چنين ارائه داد:
1- مركز منظومه شمسي خورشيد است نه زمين.
2- در حاليكه ماه به گرد زمين مي چرخد سيارات ديگر همراه با خود زمين به گرد خورشيد مي چرخند.
3- زمين در هر 24 ساعت يكبار حول محور خود مي چرخد، نه كره ستاره هاي ثابت.
پس از مرگ كوپرنيك مردي به نام تيكوبراهه در كشور دانمارك متولد شد. وي نشان داد كه حركت سيارات كاملاً با نمايش و تصوير دايره هاي هم مركز وفق نمي دهد. تجزيه و تحليل نتايج نظريه تيكوبراهه به يوهان كپلر كه در سال آخر زندگي براهه دستيار وي بود محول گشت. پس از سالها كار وي به نخستين كشف مهم خود رسيد و چنين يافت كه سيارات در حركت خود به گرد خورشيد يك مدار كاملاً دايره شكل را نمي پيمايند بلكه همه آنها بر روي مدار بيضي شكل حركت مي كنند كه خورشيد نيز در يكي از دو كانون آنها قرار دارد. قرن هفدهم در تاريخ رياضيات قرني عجيب و معجزه آساست. از فعالترين دانشمندان اين قرن كشيشي پاريسي به نام مارن مرسن كه مي توان وي را گرانبها ترين قاصد علمي جهان دانست. در سال 1609 گاليله رياضيات و نجوم را در دانشگاه پادوا در ايتاليا تدريس مي كرد. وي يكي از واضعين مكتب تجربي است. وي قانون سقوط اجسام را به دست آورد و مفهوم شتاب را تعريف كرد. در همان اوقات كه گاليله نخستين دوربين نجومي خود را به سوي آسمان متوجه كرد در 31 مارس 1596 در تورن فرانسه رنه دكارت به دنيا آمد. نام رياضيدان بزرگ سوئيسي «پوب گولدن» را نيز بايد با نهايت افتخار ذكر كرد. شهرت وي بواسطه قضاياي مربوط به اجسام دوار است كه نام او را دارا مي باشد و در كتابي به نام مركزثقل ذكر شده. ديگر از دانشمندان برجسته قرن هفدهم پي ير دوفرما رياضيدان بزرگ فرانسوي است كه يكي از برجسته ترين آثار او تئوري اعداد است كه وي كاملاً بوجود آورنده آن مي باشد. رياضيدان بزرگ ديگري كه در اين قرن به خوبي درخشيد ژيرارد زارك فرانسوي است كه بيشتر به واسطه كارهاي درخشانش در هنر معماري شهرت يافت و بالاخره رياضي دان ديگر فرانسوي يعني روبروال كه بواسطه ترازوي مشهوري كه نام او را همراه دارد همه جا معروف است. در اواسط قرن هفدهم كم كم مقدمات اوليه آناليز عناصر بي نهايت كوچك در تاريكي و ابهام به وجود آمد و رفته رفته سر و صداي آن به گوش مردم رسيد. بدون شك پاسكال همراه با دكارت و فرما يكي از سه رياضيدان بزرگ نيمه اول قرن هفدهم بود و نيز مي توان ارزش او را در علم فيزيك برابر گاليله دانست. در نيمه دوم قرن هفدهم رياضي بطور دقيق دنبال شد. سه نابغه فنا ناپذير اين دوره يعني نيوتن انگليسي، لايب نيتس آلماني و هويگنس هلندي جهان علم را روشن كرده بودند. لايب نيتس در سال 1684 با انتشار مقاله اي درباره حساب عناصر بي نهايت كوچك انقلابي برپا كرد. هوگنس نيز در تكميل ديناميك و مكانيك استدلالي با نيوتن همكاري كرد و عمليات مختلف آنها باعث شد كه ارزش واقعي حساب انتگرال در توسعه علوم دقيقه روشن شود. در قرن هجدهم ديگر تمام طوفانهاي قرن هفدهم فرو نشست و تحولات اين قرن عجيب به يك دوره آرامش مبدل گرديد. دالامبر فرانسوي آناليز رياضي را در مكانيك به كار برد و از روشهاي آن استفاده كرد. كلرو رقيب او در 18 سالگي كتابي به نام تفحصات درباره منحني هاي دو انحنايي انتشار داد و در مدت شانزده سال رساله اي تهيه و به آكادمي علوم تقديم نمود كه شامل مطالب قابل توجهي مخصوصاً در مورد مكانيك آسماني و هندسه بي نهايت كوچكها بود. ديگر لئونارد اويلر رياضيدان بزرگ سوئيسي است كه در 15 آوريل 1707 م. در شهر بال متولد شد و در 17 سپتامبر 1783 م. در روسيه درگذشت. لاگرانژ از جمله بزرگترين رياضيدانان تمام ادوار تاريخ بشر است. مكانيك تحليلي او كه در سال 1788 . عموميت يافت بزرگترين شاهكار وي به شمار مي رود. لاپلاس كه در تدريس رياضي دانشسراي عالي پاريس معاون لاگرانژ بود كتابي تحت عنوان مكانيك آسماني در پنج جلد انتشار داد. گاسپار مونژ اين نابغه دانشمند وقتي كه هنوز بيست سال نداشت شاخه جديد علم هندسه به نام هندسه ترسيمي را بوجود آورد. ژان باتيست فوريه در مسأله انتشار حرارت روش بديع و جالبي اختراع كرد كه يكي از مهمترين مباحث آناليز رياضي گرديد. از ديگر دانشمندان بزرگ اين قرن سيمون دني پوآسون (1840-1781) فرانسوي و شاگرد لاپلاس مي باشد كه اكتشافات مهمي در رياضيات نمود گائوس رياضيدان شهير آلماني تئوري كامل مغناطيس را بوجود آورد. مطالعات او درباره انحناء و ترسيم نقشه ها و نمايش سطوح بر صفحات اصلي و اساسي مي باشد. كوشي فرانسوي كه در سراسر نيمه اول قرن پانزدهم بر ديگر هموطنان برتري داشت با منطق دقيق خود تئوري هاي زيادي از حساب انتگرال را توسعه داد. آبل در سال 1824 ثابت نمود كه صرفنظر از معادلات درجه اول تا درجه چهارم هيچ دستور جبري كه بتواند معادله درجه پنجم را به نتيجه برساند وجود ندارد. گالوا كه در 26 اكتبر 1811 م. در پاريس متولد شد تئوري گروهها را كه قبلاً بوسيله كوشي و لاگرانژ مطالعه شده بود در معادلات جبري به كار برد و گروه جانشيني هر معادله را مشخص كرد. ديگر از دانشمندان بزرگ اين قرن ژنرال پونسله فرانسوي مي باشد كه آثاري همچون «موارد استعمال آناليز در رياضي» و «خواص تصويري اشكال» دارد همچنين لازار كانو فرانسوي كه اكتشافات هندسي او داراي اهميت فوق العاده مي باشد. ميشل شال هندسه مطلق را با بالاترين درجه استادي به بالاترين حد ممكن ترقي داد. در نيمه اول قرن نوزدهم رياضيدان روسي نيكلاس ايوانويچ لوباچوشكي نخستين كشف خود را درباره هندسه غيراقليدسي به جامعه رياضيات و فيزيك قازان تقديم كرد. ادوارد كومرنيز در نتيجه اختراع نوعي از اعداد به نام اعداد ايده آل جايزه رياضيات آكادمي علوم پاريس را از آن خود كرد. در اينجا ذكر نام دانشمنداني نظير شارل وايرشتراس و شارل هرميت كه در مورد توابع بيضوي كشفيات مهمي نمودند ضروري است. ژرژ كانتور رياضيدان آلماني مكه در روسيه تولد يافته بود در ربع آخر قرن نوزدهم با وضع فرضيه مجموعه ها اساس هندسه اقليدسي را در هم كوفت. كانتور مجموعه را به دو صورت زير تعريف كرد:
1- اجتماع اشيايي كه داراي صفت مميزه مشترك باشند هر يك از آن اشياء را عنصر مجموعه مي گويند.
2- اجتماع اشيايي مشخص و متمايز
ولي ابتكاري و تصوري هنري پوانكاره يا غول فكر رياضي آخرين دانشمند جهاني است كه به همه علوم واقف بود. وي در بيست و هفت سالگي بزرگترين اكتشاف خود يعني توابع فوشين را به دنياي دانش تقديم نمود. بعد از پوانكاره رياضيدان سوئدي متياگ لفلر كارهاي او را ادامه داد و سپس رياضيدان نامي فرانسوي اميل پيكارد در اين راه قدم نهاد. در اواخر قرن نوزدهم علم فيزيك رياضي به منتها درجه تكامل خود رسيد و دانش نجوم مكانيك آسماني تكميل گرديد. امروزه رياضيات بيش از پيش در حريم ساير علوم نفوذ كرده و نه فقط علوم نجوم و فيزيك و شيمي تحت انضباط آن درآمده اند بلكه اصولاً رياضيات دانش مطلق و روح علم شده است.
 

منبع:

 ایرانیکا (www.iranika.ir)    

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:36  توسط سپیده  | 

مطالعه تاریخ ریاضیات و نقش ان در اموزش ریاضیات

مطالعه تاريخ رياضيات و نقش آن

در آموزش رياضيات

 

مقاله ارائه شده در کنفرانس آموزش ریاضی شهر کرد به صورت سخنرانی 20 دقیقه ای

 

  •   چکيده :

در اين مقاله سعي شده است تا نقش بررسي و مطالعه و در حد مطلوب تر تحقيق و پژوهش و نهايتاً              اطلاع رساني ، آموزش و تدريس تاريخ رياضيات در آموزش رياضيات ، توسط معلمين رياضي ،‌ بازبيني شده تا معلمين رياضي از اين طريق بتوانند به يکي از ابزارهاي مهم و ارزشمند در فرايند « ياددهي ـ‌يادگيري » دست پيدا کنند .

در واقع مطالعه تاريخ رياضيات و آموزش و اطلاع رساني آن توسط معلمين رياضي به دانش آموزان خود از ابعاد گوناگوني مورد توجه قرار گرفته است . در اين زمينه حتي شوراي عالي فرهنگي اخيراً مصوبه اي دارد که در آن به اين نکته اشاره شده که تا حد امکان دانش آموزان را بايد با پيشينه ي فرهنگي و تاريخ علم در کشورمان آشنا سازيم و اين وظيفه ما را سنگين تر کرده و رسالت انتقال اين اطلاعات به نسل جديد و نسلهاي بعدي به عهده ي همه ي اقشار فرهنگي جامعه بخصوص معلمان است .

  • مقدمه :

انگيزه ي اين که در کتاب رياضي دبيرستان يک کشور شرح حال بزرگان رياضي همچون خوارزمي ، خيام ، کاشاني ، بيروني و ... بيان  مي شود چيست ؟

بيانيه ي ريودوژانيرو در ششم ماه مه سال 1992 و اعلام سال 2000 به عنوان سال جهاني رياضيات توسط پروفسور ژاک لويي ليون رئيس اتحاديه بين المللي رياضي (IMV) در مؤسسه رياضيات محض و کاربردي برزيل شايد پاسخي به اين سؤال باشد .

در اين بيانيه علاوه بر اعلام سال جهاني رياضيات به نظر مي رسد علم رياضي و دانشمندان گذشته و حال اين شاخه از دانش بشري را متعلق به تمام جهان مي داند .

رياضيات به عنوان يک رشته ي مادر داراي اهميت فراوان است و بالطبع تاريخ آن و اثري که شرح حال اين دانش بشري بر نسلها مي گذارد داراي اهميت است . تأثيرپذيري و هدايت نسل هوشمند دنيا برگذشته بنا نهاده شده است ، زيرا تاريخ آينده براساس گذشته رقم مي خورد و تجربة گذشته را به همراه دارد . اين تأثيرپذيري داراي جنبه هاي مثبت و شگرفي است که بذر آن در نوجواني کاشته مي شود تا به عنوان کاربرد، انتقال و پيش برد مرزهاي دانش رياضي آينده به آن نگريسته و تأمل کنند ، کاشت اين بذر به عهده شما معلمین و رسولان علم رياضي بوده و با دست توانا و نگرش عميق و فهيمانة شما پرورش مي يابد .

ما نوجوانان امروز ،‌دانشمندان آينده رياضي خواهیم بود که با توانمندي خود ابزار قابل فهم بودن و به کار بستن بيشتر اين علم را براي اغلب مردم جهان فراهم و عرضه خواهیم کرد . تاريخ رياضي از آن جهت نيز اهميت دارد که به وسيله ي آن مي توانيم زمان گذشتة علم رياضي را دريافته و درک کنيم که آغاز آن از کجا و چگونه بوده ، توسعه ، اوج و انحطاط آن در کدام سرزمين ، در چه زماني و به وسيله ي چه کساني بوده است، و مي توانيم با تمام دانشمندان گذشته ، همزمان و هم سخن شده و با کوتاهي عمر از آزموده ها و يافته هاي نسلهاي متعدد ،بهره مند شويم و به طور کلي و در يک جمله مي توان گفت : رياضيات عمدتاً مطالعة انديشه هاست و فهم صحيح انديشه ها بدون تحليل سرچشمه هاي آنها مقدور نيست .

 
  • متن اصلی

بنده به عنوان عضوی کوچک از جامعه ی معلمین ریاضی قصد دارم به خودم و به همکاران خودم توصیه کنم که به تاریخ ریاضیات توجه بیشتری مبذول داشته باشیم تا بهتر بتوانیم ازعهده ی رسالت اصلی خود یعنی آموزش ریاضی ، برآمده و زوایای عمدتاٌ ناشناخته یا شاید پنهان این امر خطیر را نیز آشکار سازیم .

البته هیچ ادعایی بر تخصص و پژوهش در تاریخ ریاضیات نداشته و فقط برداشتهای شخصی خودم را از تحقیقات و پژوهش های انجام شده توسط بزرگانی که در تاریخ ریاضیات گام برداشته اند  را در قالب حرفه ی مقدس آموزش ریاضی بیان می کنم .

در یکی از سندهای معتبر تاریخی در زمینه ی تاریخ ریاضی می خوانیم :

« یکی از بزرگترین امتیازها برای دانش آموزان هر رشته یا موضوع، خواندن سرگذشت و تاریخچه ی آن است ، زیرا علم همیشه هنگامی به طور کامل ذاتی و هضم می شود که از نقطه ی آغازین آن شروع شود . »

همواره ایجاد انگیزه به هنگام شروع درس ، در کلاس درس ریاضی یکی از دغدغه های اساسی ما معلمین ریاضی بوده و هست . اما برای این موضوع نمی توان نسخه ی واحدی پیچید ! شرایط اقلیمی ، اجتماعی و ویژگی های مبحث مورد تدریس همگی درچگونگی و نوع انتخاب ما تأثیر گذارند .

یکی از موضوع هایی که می توان برای رفع این دغدغه مطرح کرده وبه آن پرداخت ، تاریخ ریاضیات است . دربسیاری از موارد و موضوعهای تدریس ریاضی بحث تاریخ ریاضی و مطالعه سیر تکامل اندیشه های ریاضی در  دانش آموزان به راحتی ایجاد انگیزه می کند و این امکان را به آنها می دهد که عوامل مؤثر در پیدایش اندیشه های ریاضی را شناسایی کنند و با درک وضع موجود ، بستری مناسب برای حرکت به سوی آینده تبیین کنند .

حتماً شما همکاران عزیز در کلاسهای درس ریاضی با سؤالاتی از قبیل : مطالعه ی ریاضی چه سودی دارد ؟ چرا فلان مبحث ریاضی را باید یاد بگیریم ؟ ربرو شده و خواهید شد . اگر شما بتوانید پاسخ نسبتاً قانع کننده ای به دانش آموز خود بدهید او با میل و علاقه بیشتری و حتی درمواردی با کنجکاوی به درس شما گوش داده و شما نیز در این مورد برای انتقال مفاهیم راحت تر عمل می کنید . ولی درغیراین صورت و درحالتی که او جوابی از شما دریافت نکند ، حضور خودش را در کلاس بیهوده و پوچ تصور کرده وفقط نوعی اجبار برای دریافت نمره دلیل حضور او در کلاس بوده و شما نیز در امر آموزش ریاضی دچار زحمت خواهید شد .

اگرچه ممکن است مطالعه وبررسی تاریخ ریاضی به تنهایی پاسخگوی تمام چراها و پرسشهای دانش آموزان نباشد اما می تواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم در دستان توانای شما معلمین ریاضی برای پاسخگویی به چراهای  دانش آموزانتان بکار رود .

شما با مطالعه ی تاریخ ریاضیات به مثالهای بسیاری از رفع مشکلات جامعه توسط ریاضی دانان و با تکیه بر دانش ریاضی آنها دست می یابید . شما مشاهده می کنید که چگونه ریاضیات نظری به جهت نیاز جامعه به ریاضیات کاربردی تبدیل شده و با  استفاده از فرمولها و روابط ریاضی ، مشکلات پیچیده و حتی روزمره ی انسانها برطرف می شود .

وقتی این کاربردهای ریاضی در سیستم های ساده تا پیچیده مورد مطالعه وبررسی قرار می گیرد و برای دانش آموز بیان می شود ، او با سربلندی و احساس لذت موضوعات ریاضی را یادگرفته و پی گیری می کند .

وقتی رابطه ی بین ریاضیات و هنر ، ریاضیات و موسیقی ، ریاضیات و سرگرمی و تفریح ، ریاضیات و فرهنگ ، ریاضیات و علوم دیگر و بسیاری روابط دوطرفه ی دیگر ، از لابه لای متون تاریخی ریاضی استخراج شده و مورد مطالعه قرار می گیرد ، ابزاری مناسب برای ایجاد انگیزه جهت فراگیری و پیشرفت درفرآیند امر «یاددهی ـ یادگیری» حاصل   می شود .

به طور کلی انگیزه های اصلی یاددهی و یادگیری تاریخ ریاضیات را می توان در راستای 6 محور اصلی جستجو کرد :

1.  خوباوری دانش آموزان و باور هویت ریاضی ایران در ارتباط با تأثیر آن بر ریاضیات جهان .

2.  آشنایی با شیوه های تدریس ریاضیات ( چرا امروزه افرادی چون خیام نداریم ؟)

3.  اتصال بین ریاضیات قدیم و جدید و استفاده از تجربیات ویافته های نسل های قبل .

4.  اعتماد به نفس و توجه به این مطلب که ریاضی دانان بزرگ نیز دچار اشتباهاتی بزرگ شده اند .

5.  در هر سن وسالی از نوجوانی به بعد می توان تأثیرگذار بوده وسن وسال چندان اهمیتی در یافته ها و کشفیات ندارد .

6.  غیرواقعی بودن تاریخ ریاضی نگارش شده توسط غربیها و بی انصافی آنها .

*************************

1- خودباوري دانش آموزان و باور هويت رياضي ايران در ارتباط با تأثير آن بر رياضيات جهان

الف) جمشيد غياث الدين کاشاني در کتاب مفتاح الحساب قاعده اي کلي براي استخراج ريشه هاي n ام ارائه کرده است که اين روش همان روش روفيني ـ‌هورنر است که در سده ي 19 ميلادي در اروپا ارائه شد .

ب) شرف الدين تاج الزمان حسين بن حسن سمرقندي ، رياضي دان مسلمان ايرانيِ قرن سيزدهم ميلادي که تاکنون در تاريخ رياضيات کشور ما ناشناخته است در اثري تحت عنوان « رساله في طريق المسايل العدديه » روشهاي بکر و بديعي به کار برده که در ارتباط با ساير متون تاريخي و هم عصر او در اروپا مي توان به ميزان نبوغ او پي برد .

ج)  چهارضلعي خيام ، که زواياي مجاور قاعده 90 درجه و اضلاع قائم آن برابرند به چهارضلعي ساکي بري معروف شده است . خيام اين چهارضلعي را به خاطر اثبات اصل توازي اقليدس حداقل پانصد سال قبل از ساکي بکار برده است . به دنبال وي 150 سال بعد خواجه نصير طوسي نيز همان چهارضلعي را براي اثبات اصل توازي به کار مي برد .

 5 قرن بعد که کارهاي رياضي دانان درباره ي اصل توازي توسط جان واليس و ديگران به دست دانشمندان اروپايي مي رسد ساکي بري ، لامبرت و لباچفسکي کارهاي دانشمندان مسلمان را دنبال نموده و همين چهارضلعي را مورد بررسي قرار داده و زمينه هاي تولد هندسه هاي نااقليدسي فراهم مي شود .

در واقع دانشمندان مسلمان از قبيل : ابن هيثم ، ثابت ابن قره ، خيام و خواجه نصير پيش قراولان کشف هندسه هاي نااقليدسي محسوب مي شوند .

د) تاريخچه ي معادلات ديفرانسيل که مقادير « بي نهايت کوچک» نقش مهم در آن دارند به زماني برمي گردد که روشهاي نقشه برداري براي ساختن آبراهها و آب بندها و توزيع زمين نياز بود . در گذشته تصور مي رفت که در اين حرکت بابليان ، يونانيان ، مصريان و چينيان پيشگام حرکت بوده و اروپائيان اين بحث را تا قرن نوزدهم پرورانيده اند ولي خاورشناسان اروپايي با توجه به پژوهشهايي گسترده درباره ي آثار دانشمندان مسلمان بويژه کار روي آثار ابن هيثم با ابراز شگفتي ، تواناييهاي رياضي دانان اسلامي را در اين زمينه والا شمرده اند .

هـ) مدل نجومي معروف خواجه نصيرالدين يا « جفت طوسي » نقش بسزايي در تاريخ نجوم داشته که منشاء مطالعات بسياري در تجزيه و تحليل اين مدل بوده است . جفت طوسي اصطلاحي است که تاريخ نگاران جديد وضع کرده اند . اين مدل از دو دايره ي مماس بر يکديگر تشکيل يافته است به گونه اي که دايره ي کوچکتر با شعاعي نصف دايره ي بزرگتر و سرعتي دو برابر آن ، مماس و در درون آن حرکت مي کند . در نتيجه هر نقطه از دايره ي کوچکتر در امتداد قطري از دايره ي بزرگتر نوسان مي کند و حرکت دوراني به حرکت خطي تبديل مي گردد. در دهه هاي گذشته پژوهشهاي قابل توجهي پيرامون « جفت طوسي » در غرب صورت گرفته است  و در برخي از آنها مسأله به شکل بسيار تخصصي و از ديدي کاملاً رياضي بررسي شده است .

و) ثابت ابن قره در قرن سوم دستوري براي يافتن دسته اي از عددهاي متحاب بيان کرده است . (دو عدد طبيعي در صورتي متحاب ناميده مي شوند که مجموع شمارنده هاي مثبت کوچکتر از هر عدد مساوي با ديگري باشد ) . کمال الدين فارسي در رساله اي که هدف آن اثبات درستي دستور ثابت ابن قره بوده است حالت کلي قضيه يعني حالتي که b مساوي با يکي از شمارنده هاي a باشد را در نظر گرفته و در اين حالت نيز دستور محاسبه ي اجزاي حاصل ضرب ab را بيان و اثبات کرده است .

کمال الدين فارسي نخستين کسي بود که در قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري دستور محاسبه ي اجزاي حاصل ضرب دو عدد طبيعي را در حالت کلي بيان و ثابت کرد .

(a,b)=1      S(ab)=S(a) b + S(b)   a + S(a)    S(b)

( S(a)  مجموع اجزاي عدد a  است . )

دکارت در حدود بيش از سيصد سال بعد از درگذشت کمال الدين همين دستور را در اروپا به دست آورد . با اين تفاوت که کمال الدين  فارسي حالتي کلي که a وb نسبت به هم اول نباشند را نيز در نظر گرفته و آن را ثابت کرده بود .

همچنين کمال الدين فارسي پس از اثبات درستي دستور ثابت ابن قرن آن را به کار بسته و دو عدد متحاب 17296 و 18416 را به دست آورد که متحاب بودن اين دو عدد در اروپا نخستين بار توسط فرما رياضي دان فرانسوي در سال 1636 يعني 318 سال پس از مرگ کمال الدين فارسي به دست آمد .

ز) غياث الدين کاشاني معادله ي درجه سوم را به طور کامل حل کردو سالها بعد کاردان روش حل آن را ارائه کرد که هم اکنون نيز حل معادله ي درجه سوم ( حتي در کتابهاي رياضي نظام قديم ) به نام فرمول کاردان ثبت شده است .

ح) رياضي داناني چون خوارزمي ، ابوريحان ، ابوالوفاي بوزجاني ،‌کوشيار گيلي ، ابومحمد خجندي باعث رشد و تکامل علم مثلثات شدند . خوارزمي جدول سينوسها را درست کرد و از کلمه ي جيب به معني گريبان که معادل آن سينوس مي شود استفاده کرد.

ط) ابونصر فارابي با نوشتن کتاب موسيقي الکبير درسه جمله تمامي موسيقي زمان خودش را با نت که البته به صورت عدد بود، نوشت . و از جمله ابتکارات علمي فارابي که قرن ها بعد از وي اروپاييان به آن دست يافتند ، تقسيم بندي علوم بود و اولين کسي است که رياضيات و موسيقي را در يک دسته قرار داد .

2- آشنايي با شيوه هاي تدريسي رياضيات ( چرا امروزه افرادي چون خيام نداريم ؟

1-2- افرادي چون خيام با پيمودن صدها کيلومتر مسافت آن هم با پاي پياده و يا با استفاده از اسب براي دست يافتن به يک کتاب و استفاده از آن و تحمل زحمات فراوان توانستند به علوم زمان خود دست پيدا کرده و در زمان خود و حتي بعد از آن تأثيرگذار باشند . (به دنبال لقمه ي آماده و حتي جويده شده نبودند . )

2-2 -ارج نهادن به علم ، عالم و متعلم از ديگر دلايل به ظهور رسيدن افرادي چون غياث الدين کاشاني ،‌ابوريحان ، خيام ، خوارزمي و ... بوده است . بها دادن به علم و عالم و فراهم کردن بستر مناسب براي رشد فرهيختگان از عوامل مؤثر در پيدايش افرادي چون خيام بوده و هست . چيزي که دين ما و بخصوص مذهب شيعه روي آن تأکيد فراوان داشته و دارد .(مسأله ي موسي و خضر )

3-2- شايد يکي از دلايل بسيار آشکار عدم وجود دانشمندان رياضي در ايران که در حد جهاني تأثيرگذار باشند وجود همين ايرانيان در خارج از ايران و به عنوان تبعه ي کشورهايي چون آمريکا ،  کانادا ، آلمان و... است . همان که امروزه به فرار مغزها مشهور است ؛ چه بسا ايرانياني که باعث پيدايش شاخه اي جديد در رياضيات شده و حتي آن را رشد داده باشند ولي به عنوان يک شهروند آمريکايي از آنها ياد مي شود .

3- اتصال بين رياضيات قديم و جديد و استفاده از تجربيات و يافته هاي نسلهاي قبل

الف) مشکل مي توان گفت که فقط مطالعه و مشاهده ي ظاهري تاريخ  رياضي مورد علاقه ي رياضي دانان باشد ،  آنها معمولاً به اين افتخار مي کنند که علم رياضي بيش از هر علم ديگري دقيق و کامل است و همواره رياضيات قديم و دستاوردهاي گذشته رياضي براي رياضيات جديد و حال سودمند بوده و هست . شيمي دانان ممکن است گاه با لبخندي معني دار به نتايج و دست آوردهاي به اصطلاح کودکانه ي کيمياگران و شيمي دانان قديم بنگرند ولي رياضي دانان هميشه با تعجب و حيرت به عوايد و يافته هاي يونانيان در هندسه و ايرانيان و هنديها درمحاسبات مي نگرند .

ب) غياث الدين جمشيد کاشاني در رساله ي محيطيه خود گرچه ذکري از مفهوم حد نمي کند اما اين مفهوم را با تسلط تمام و درصورت دقيق آن ، براي محاسبه ي عددp به کار مي گيرد و به نوعي بحث حد و مفهوم آن را از گذشته به حال پيوند مي دهد . او در جمله ي بسيار زيبايي با زباني رياضي « به نام خدا » را به اين شکل بيان مي کند

« به نام او که از اندازه نسبت محيط دايره به قطرش آگاه است » که در اين جمله به نوعي اذعان مي دارد که انسان از فهم و محاسبه ي دقيق عدد p ناتوان است .

ج) با مطالعه ی تاریخ ریاضیات به راه حلهایی بدیع و زیبا در حل معماها و سرگرمی ها و مسائل ریاضی برخورد می کنیم که انسان را به حیرت وا می دارد . به عنان مثال روش گوس در محاسبه ی مجموع اعداد 1 تا n برای               دانش آموزان راهنمایی و دبیرستانی بسیار جالب و مسرت بخش است .

4- اعتماد به نفس و توجه به اين مطلب که رياضي دانان بزرگ نيز دچار اشتباهاتي بزرگ شده اند .

1-4- پي ير دو فرما مي پنداشت اعدادي به صورت1+ n2 که n به صورت قوايي از 2 باشد يا( 1+n22 ( همگي اولند ولي اويلر در سال 1732 ثابت کرد که 1+232 اول نيست .

6700417*641=4294967297= 1+232

که هردو عدد سمت راست اول مي باشند

2-4-  مرسن در سال 1644 چنين حکم کرد که عدد 1-p2= Mp به ازاي اعداد اول 257، 127 ،67،31 ،19، 17، 13، 7،3،5،2 اول بوده و به ازاي ساير اعداد اول ،چون p که از 257 کوچکترند اول نمي باشد که حکم اشکال دارد زيرا 67M مرکب و 61M و 89M و 107M اول مي باشد .

5- در هر سن و سالي از نوجواني به بعد مي توان تأثيرگذار بوده و سن و سال چندان اهميتي در يافته ها و کشفيات رياضي ندارد .

1-5- غياث الدين جمشيد کاشاني در سن 42 سالگي از دنيا رفته است بنابراين يافته هاي با ارزش وي در دوران جواني او صورت گرفته و در واقع وي يک رياضي دان جوان بوده است .

2-5 ابراهيم ابن سنان که نوه ي ثابت ابن قره بوده است در قرن سوم هجري مي زيسته و مورخين غربي در باره ي وي چنين مي نويسند : « گرچه روزگار ابراهيم ابن سنان براثر يک غده ي کبدي در سال 325 هجري قمري در 37 سالگي به سر آمد ولي آثار باقي مانده از او شهرتش را به عنوان شخصيتي مهم در تاريخ رياضيات ثبت مي کند ، روش او در يافتن مساحت يک قطعه سهموي ، ساده ترين روشي است که از دوره ي پيش از رنسانس به ما رسيده است .

6- غيرواقعي بودن تاريخ رياضي نگارش شده توسط غربيها و بي انصافي ها آنها

1-6- بايد به اين نکته اشاره کنيم که اغلب مورخان دانش  ، حتي با انصاف ترين آنها نتوانسته اند مقام رياضيات ايراني را ،‌ در مجموعه ي تاريخ رياضيات ، به درستي و روشني ارزيابي کنند .اغلب آنها ،‌رياضي دانان ايراني را ، تا حد مترجمان ساده ي نوشته هاي يوناني پايين آورده اند که اين ترجمه ها هم ، به موقع خود به صاحبان اصلي ، يعني اروپاييان برگشت داده شده است .

به اين ترتيب ، مورخان رياضي ، آغاز رياضيات را در اروپا ( يونان ) مي دانند که بعد از سقوط مکتب اسکندريه در سده هاي سوم و چهارم ميلادي ، دوران فترتي به وجود مي آيد که تا سده ي پانزدهم ميلادي ادامه دارد و ، سپس با دسترسي اروپاييان به نوشته هاي يوناني ( از راه ترجمه ي عربي آنها ) دوباره دنبال کار را مي گيرند و آن را به امروز مي رسانند ، نتيجه ي اين نوع برخورد اين است که همه ي ملت هاي جهان ، به جز ساکنان اروپا ، در تمامي طول تاريخ در خواب غفلت بوده اند و هرچه امروز دارند ، نتيجه ي تلاش فکري و عملي مردم اروپاست . و اين در حالي است که رياضي دانان ايراني از سده ي هشتم تا سده ي پانزدهم ميلادي ، پرچم دار رياضيات جهان بوده اند ، به نحوي که اين دوره ، يک دوره ي کامل از تاريخ رياضيات را تشکيل مي دهد .

2-6- تقسیم بندی غلطی که از دوره های تکاملی ریاضیات از طرف مورخان ریاضی در غرب انجام شده ( عمداً یا از روی ناآگاهی و عدم اطلاعات صحیح ) در بی انصافیِ صورت گرفته نسبت به نقش ایرانیان در پیشرفت و تکامل ریاضیات ، بسیار مؤثر است ؛ زیرا آنها دوره های تکامل ریاضیات را به 4 دوره الف) دوره آگاهی های نخستین ب)دوره ی ریاضیات مقدماتی ج) دوره ی ریاضیات با کمیت های متغیر د) دوره ی ریاضیات امروزی ، تقسیم بندی می کنند .

در این نوع تقسیم بندی ریاضیات کاربردی و درنتیجه بخش عظیمی از تکامل و پیشرفت ریاضیات به فراموشی سپرده شده است . چنین برخوردی با تاریخ تکامل ریاضیات باعت می شود که بعد از اشاره ای به آگاهی های ریاضی مصر و بابل قدیم ( و البته بدون ذکر نام عیلامی ها ) پیدایش ریاضیات را در یونان باستان دانسته و سپس با چند سطر اشاره ی اندک به ریاضی دانان خاور ( که عمدتاً ایرانی بوده اند ) ، خود را به رنسانس رسانده و سرانجام با شرح مفصل کار ریاضی دانان سده های اخیر و معاصر ، داستان رابه اتمام می رسانند و نتیجه می گیرند که ریاضیات در اروپا متولد شد، در همان جا رشد کرد و در همان اروپا به سطح بالای کنونی رسید .

3-6- با همه ی سعی و تلاشی که برای کمرنگ کردن نقش ایرانیان در تاریخ ریاضیات صورت گرفته است   اما هنوز در فرهنگ ریاضیات غربی به مواردی برمی خوریم که حاکی از تأثیر بسزای ریاضیات ایرانی است . به عنوان مثال هایی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

الف ) واژه ی « الگوریتم » که به معنای یافتن روش کلّی حل مسأله است از نام « الخوارزمی » گرفته شده است .

ب  ) واژه ی « جبر » که امروزه در تمامی جهان و به همین صورت به شاخه ای از ریاضیات اطلاق می شود از کتاب « الجبر و المقابله » خوارزمی برداشته شده است .

ج) عدد نویسی اگرچه در هند کشف شد ، اما به وسیله ی ایرانیان تکامل یافت و از طریق ترجمه ی کتابهای ریاضی دانان ایرانی به اروپا رفت .

د ) اصطلاحات مثلثات مثل « سینوس و کسینوس و تانژانت »  دقیقاً ترجمه ی واژه هایی است که در نوشته های ریاضی دانان ایرانی و به خصوص کتاب « کشف القتاع » خواجه نصیرالدین طوسی به کار رفته است . در واقع در هیچ زمینه ای از ریاضیاتِ محاسبه ای مثل حساب و جبر و مثلثات نمی توان قانون یا دستوری را یافت که به وسیله ی ریاضی دانان ایرانی کشف نشده باشد .

 

  • جمع بندی و نتیجه گیری به همراه یک توصیه

قبل از جمع بندی و نتیجه گیری به گفته های یک معلم ریاضی « ژاک بارزون » اشاره می کنم . ایشان می گویند: «در من احساس شدیدی ـ در حد یقین ـ هست که علت گریزان بودن افراد از جبر این است که معلم ها نمی خواهند یا نمی توانند چراهای آنها را توضیح دهند ، هیچ حس تاریخی در ورای آموزش آنها وجود ندارد ، بنابراین چنین احساس می شود که مبحث ، حاضر و آماده از آسمان به زمین افتاده و تنها به کار شعبده بازهای مادرزاد می آید!»

این حس تاریخی باید تقویت شده و درجای خودش استفاده شود باید توسط بازگویی وحتی آموزش تاریخ ریاضیات به بسیاری ازچراهای دانش آموزان پاسخ داده و آنها را به این باور برسانیم که نه تنها نیاکان آنها در پیشرفت و تکامل ریاضیات نقش داشته اند بلکه خود آنها نیزممکن است بتوانند چنین نقشی داشته باشند .

  • توصیه :

مطالعه ی تاریخ ریاضیات در برنامه های تربیت معلم گنجانده شود .

 

والسلام

حمیدرضا امیری ـ سردبیر مجله ریاضی رشد برهان  متوسطه

سرگروه ریاضی گروههای آموزشی متوسطه منطقه یک ته

 

  • منابع و مأخذ :

1- سالها باید که تا .... ( جشن نامه استاد پرویز شهریاری / انتشارات فردوس )

2-  مجله های رشد آموزش ریاضی / دفتر انتشارات کمک آموزشی

3-  فرهنگ ریاضیات /گروه ریاضی انتشارات مدرسه / انتشارات مدرسه

4-  چکیده مقاله های ارائه شده در کنفرانس تاریخ ریاضیات / بندرعباس

 

                                                                  برداشتی از: http://www.tehranedu.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:24  توسط سپیده  | 

زیبایی در ریاضیات

مقدمه :

اهمیت فوق العاده ای که ریاضیات ، در جامعه ی امروزی و در فعالیت گوناگون ترین تخصص ها دارد، بر کسی پوشیده نیست . باوجود این ، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقمند به ریاضیات باشند. البته تنها کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط می شود ، علاقمند به ریاضیات نیستندبلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعت های فراغت خود را ، با ریاضیات می گذرانند. همه ی این ها چه حرفه ای ها و چه علاقمندان ، نه تنها فایده و اهمیت ریاضیات را می شناسند بلکه در ضمن ، به ریاضیات شوق می ورزند و می توانند زیبایی و ظرافتی که در مسأله ها ، قضیه ها و روش های ریاضی وجود دارد را احساس کنند .

احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمی توان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها می شود . هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمی تواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.

ارتباط هنر و ریاضی :

هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه ی سر سبز آرامش خود را باز می یابد ، در عین حال ، به فکر فرو می رود . شاعر احساس درونی خود را بیان می کند . نقاش با قلم و بوم خود تلاش می کند که دیگران را در شادی خود شریک کند .

گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر در رده های خاصی می رود . زبان شناس می خواهد ریشه و سر چشمه ی نام گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند . داروشناس در جستجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی دان نحوه ی قرار گرفتن گل و گلبرگ ها یا اندازه و شکل ها را مورد مطالعه قرار می دهد . ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم ، به همه ی این جنبه ها توجه داشته باشیم .

ریاضیات و رابطه آن با هنر :

" اشر" نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت :

« وقتی که هوشمندانه با رمز و راز های دور و بر خود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهده های خود پرداختم ، به ریاضیات رسیدم . من آموزش جدی در دانش ندیده ام ولی گمان می کنم بیش تر با یک ریاضی دان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند . »

و " رودن" (1840- 1917 ) مجسمه ساز مشهور فرانسوی می گوید :

« من یک رویا پرداز نیستم ، بلکه یک ریاضی دان ام . مجسمه های من تنها به خاطر این خوب اند که ساخته و پرداخته ی اندیشه ی ریاضی اند . »

از آن طرف "ج.ه هاردی" ریاضی دان انگلیسی معتقد است :

« معیار ریاضی دان مانند معیار نقاس یا شاعر ، زیبایی است . اندیشه ها هم مانند رنگ ها یا واژه ها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند . زیبایی نخستین معیار سنجش است . »

جایگاه هنر در درس ریاضی :

اگر این را بپذیریم که ، تصور و خیال ، یکی از سرچشمه های اصلی آفرینش های هنری است ، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که ، در ریاضیات هم ، دست کم عنصر های زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه ی اصلی کشف های ریاضی ، همان تصور و خیال است .

به قول ولادیمیر ایلیچ نویسنده ی « دفاتر فلسفی » ، تصور و خیال « حتی در ریاضیات هم لازم است ، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم ، بدون تصور و خیال ، ممکن نبود . »

با هیچ نیرنگی ، نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد .

آدمی ، از همان روزهایی که می شنود ، می بیند و درک می کند ، از موسیقی و تقاشی و شعر لذت می برد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوش نواز چایکووسکی ، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسان الغیب ، چه هنرمندانه قالی های دست باف باشد و چه ظرافت ها و رنگ های چشم نواز بهزاد و کمال الملک ، همه جا انسان را به سوی خود می کشاند و غرق در آرامش و لذت می کند . ولی همه ی این ها ، یک شرط اساسی دارد و آن ، این است که با آفریده ای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید و گرنه ، حرکت ناشیانه ی آرشه بر ویلون ، روح شما را می آزارد و ردیف بی ربط واژه های شعر سخن ناشناس ، شما را بیزار و کسل کند . در واقع تمامی عرصه ی ریاضیات ، سرشار از زیبایی و هنر است . زیبایی ریاضیات را می توان ، در شیوه ی بیان موضوع ، در طرز نوشتن ارائه ی آن ، در استدلال های منطقی آن ، در رابطه ی آن با زندگی و واقعیت ، در سر گذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد .

هندسه ، به مفهوم عام آن ، زمینه ای است سر شار از زیبایی ، می گویند . افلاطون ، تقارن را مظهر و معیار زیبایی می دانست و چون ، گمان می کرد تنها هندسه است که می تواند رازهای هندسه را بر ملا کند و از ویژگی های آن برای ما سخن بگوید ، به هندسه عشق می ورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود : « هر کس هندسه نمی داند وارد نشود . »

و هنوز هم ، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنت ها را درهم شکست و زیبایی های خیره کننده ی نا متقارنی را آفرید ، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست ، و چه مردم عادی و چه صاحب نظران ، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار می بینند . شاید بتوان گفت که کوبیسم ، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را ، گسترش داده و تکامل بخشیده است .

هندسه ، همچون دیگر شاخه های ریاضیات ، زاده ی نیازهای آدمی است ، ولی در این هم نمی توان تردید کرد که ، در کنار سایر عامل ها یکی از علت های جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکل گیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی ، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است . و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصه های تازه ای را گشوده ، نظم و زیبایی خیره کننده ی آن ، افزون تر شده است .

از همین جا است که ، یکی از راه های شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه ، آگاهی بر نحوه ی پیشرفت و تکامل آن است . مفهوم نقطه و خط راست ، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیب ها گذشت ، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید . ما در طبیعت دور و بر خود ، نه تنها نقطه و خط راست هندسی ، بلکه دایره مستطیل و کره و متوازی السطوح هم به معنای انتزاعی خود نمی بینیم .

این ذهن زیبا جو و در عین حال ، آفریننده ی انسان بوده است که چنین شکل ها و جسم های به

غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربرد های عملی زیبا تری هم برای آن ها یافته است .

و در همین جا است که می توان جنبه ی دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد . ریاضیات با همه ی انتزاعی بودن خود ، بر همه ی دانش ها حکومت می کند و جزء جزء قانون های آن ، همچون ابزاری نیرومند دانش های طبیعی و اجتماعی را صیقل می دهد و به پیش می برد ، تفسیر می کند و در خدمت انسان قرار می دهد .

با چند ضلعی های محدب منتظم ، که نمونه های جالبی از شکل های متقارن اند ، می توان تصویر های جالب و زیبایی به دست آورد . ولی جالب تر از آن ها ، چند ضلعی منتظم مقعر ، یا چند ضلعی منتظم ستاره ای اند . ساده ترین آن ها ، یعنی پنج ضلعی منتظم ستاره ای را به سادگی می توان رسم کرد . بررسی ویژگی های چند ضلعی های منتظم ( محدب و مقعر ) و بدست آوردن شکل های ترکیبی از آن ها ، زمینه ی گسترده ای برای جلب دانش آموزان ، به زیبایی های درس های ریاضی است . از آن جالب تر ، کار با چند وجهی های منتظم است .

نشان دادن فیلم ها و اسلاید ها از چند وجهی های افلاتونی و چند وجهی های نیمه منتظم ، یه ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلور ها و دانه های برف باشد ، می توانند وسیله ی بسیار خوبی ، برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانش آموزان باشد .

ولی نباید گمان کرد که در اشکال نا منتظم نمی توان زیبایی ها را جست جو کرد . نسبت ها و اندازه گیری ها ، زمینه ی بسیار مساعدی است که می تواند موجب رشد احساس زیبایی شناسی دانش آموزان بشود و آن ها را به طرف ریاضیات جلب کند . مسأله های مربوط به ماکزیمم و می نیمم یکی از جالب ترین و دلکش ترین زمینه ها در هندسه است که ، نه تنها نیروی تفکر و استدلال دانش آموز را بالا می برد ، بلکه در ضمن ، احساس هنری و زیبا شناسی او را هم بیدار می نماید .

در هندسه وقتی پاره خطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با

حاصل ضرب تمام پاره خط در بخش کوچکتر باشد ، می گویند که : « پاره خط را به نسبت زرین تقسیم کردیم . » تقسیم پاره خط به نسبت زرین» از دوران یونان باستان شناخته شده بوده است و ریاضی دانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پاره خط ساخته شود زیباترین مستطیل می دانسته اند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضی دانان باستانی را تایید کند .

درباره ی نسبت زرین باید یاد آوری کرد که از همان دوران باستان ، از این نسبت در مجسمه سازی و معماری به فراوانی استفاده می کرده اند . از همان دوران باستان ریاضی دانان در جست و جوی زیباترین راه حل برای مسأله ها بوده اند . در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه حل یا زیبایی راه حل استفاده می کنند . معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل می کند و سپس راه حل هوشمندانه و ساده ای را برای حل مسأله وجود دارد ، به دانش آموزان نشان می دهند . از ساده ترین مسأله هایی که در دبستان مطرح می شود ، تا دشوارترین مسأله های سال آخر دبیرستان ، می توان از این شیوه استفاده کرد .

زیبایی شناسی در درس ریاضی :

علاقه به هنر و توجه به زیبایی های طبیعت و زندگی یکی از جنبه های شخصیت انسانی را تشکیل می دهد و این علاقه را می توان ، و باید از همان سال های نخست تحصیل ، شکل دادو تقویت کرد . مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیده های اندوه بار و تلاش برای دور نگه داشتن آنها از زیبایی های درون و بیرون خود ، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آن هاست ودر بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی و یا عصیان و بی بند و باری می شود .

درس های ریاضی می تواند نقش عمده ای در شکوفایی زیبایی شناسی داشته باشد و معلم با تجربه می تواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانش آموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه ی زیبا شناسی آن ها بدهد . کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارندو در ریاضیات ، موضوع های جالب و زیبا ،فراوان است .

ریاضیات دانشی است منطقی ، دقیق و قانع کننده و همه ی بخش های آن ، مثل حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند. سرچشمه ی تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را ، باید در قطعی بودن نتیجه گیری ها و عام بودن کاربردهای آن و هم چنین ، در کامل بودن زبان ریاضیات ، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسأله های معمایی و سرگرم کننده ، جستجو کرد .

 

 منبع:سایت علمی دانشجویان ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:12  توسط سپیده  | 

شرحی از ریاضیات

 
ریاضیات عموما مطالعه الگوی ساختار، تحول و فضا تعریف شده است؛ بصورت غیر رسمی تر، ممکن است بگویند مطالعه "اعداد و اشکال" است. در منظر صاحبان فکر، تحقیق بدیهیات ساختارهای مجرد تعریف شده، با استفاده از منطق و نماد سازی ریاضی می‌باشد؛ نظرات دیگر در فلسفه ریاضیات بیان شده است.


img/daneshnameh_up/f/fc/edu.gif

ساختارهای بخصوصی که در ریاضیات مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند اغلب در علوم طبیعی منشاء دارند، و بسیار عمومی در فیزیک، ولی ریاضیات ساختارهای دلایلی را نیز بررسی می نماید که بصورت خالص در مورد باطن ریاضی است، زیرا ریاضیات می توانند برای مثال، یک عمومیت متحد شده را برای زیر-میدانهای متعدد، یا ابزارهای مفید را برای محاسبات عمومی، فراهم نماید. در نهایت، ریاضیدانان بسیاری در مورد مطالبی که مطالعه می نمایند که منحصرا دلایل علمی محض داشته، ریاضیات را بصورت هنری برای پروراندن علم، صرف نظر از تجربی یا کاربردی، می نگرند.

                                                            منبع:  http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:31  توسط سپیده  | 

ریاضیات گسسته

ریاضیات گسسته
img/daneshnameh_up/c/ce/dscrtMath.jpg

عمده ی پیشرفتی که از قرن 17 میلادی در ریاضیات صورت گرفت ، در حساب دیفرانسیل و انتگرال بود که به خواص عدد حقیقی و تابع‌های از این مجموعه بود.
مطالعه‌ی این مجموعه‌های ناشمارا منجر به بوجود آمدن مفاهیم پیوستگی و مشتق گردید و به این دلیل این ریاضیات را
ریاضیات پیوسته می‌خوانند.
اما در مقابل این گونه ریاضیات مفاهیم دیگری در ریاضیات وجود دارند که روی مجموعه‌های
متناهی و شمارا قابل تعریف‌اند.به مجموعه‌ی این مفاهیم ریاضی ، ریاضیات گسسته گویند.
ریاضیات گسسته در سال‌های اخیر و بدلیل پیشرفت دانش کامپیوتر بیشترین رشد خود را در
تاریخ ریاضیات داشته است.


موضوعات مورد مطالعه در ریاضیات گسسته


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:23  توسط سپیده  | 

نگاهی دیگر به ریاضیات

 

نگاهی دیگر به ریاضیات

 

تاريخچه عدد صفر                                                      


يکي از معمول ترين سئوالهائي که مطرح مي شود اين است که: چه کسي صفر را کشف کرد؟ البته براي جواب دادن به اين سئوال بدنبال اين نيستيم که بگوئيم شخص خاصي صفر را ابداع و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده مي کردند.

اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقي مي شود يکي از کاربردهاي عدد صفر اين است که به عنوان نشانه اي براي جاي خالي در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکاني اعداد) بکار مي رود. بنابراين در عددي مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع اين عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد بکار مي رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده مي کنيم.

هيچکدام از اين کاربردها تاريخچه پيدايش واضحي ندارند. در دوره اوليه تاريخ کاربرد اعداد بيشتر بطور واقعي بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعي دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را براي شمارش تعداد اسبان، ... بکار مي برند و در اينگونه مسائل هيچگاه به مسئله اي برخورد نمي کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفي باشد.

بابليها تا مدتها در جدول ارزش مکاني هيچ نمادي را براي جاي خالي در جدول بکار  نمي بردند. مي توان گفت از اولين نمادي که آنها براي نشان دادن جاي خالي استفاده کردن گيومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمايش دهنده 2106 بود. البته بايد در نظر داشت که از علائم ديگري نيز براي نشان دادن جاي خالي استفاده مي شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين رقم آورده نمي شدندبلکه هميشه بين دو عدد قرار مي گيرند بطور مثال عدد "216 را با اين نحوه علامت گذاري نداريم.  به اين ترتيب به اين مطلب  پي مي بريم که کاربرد اوليه عدد صفر براي نشان دادن جاي خالي اصلاً به عنوان يک عدد نبوده است.

البته يونانيان هم خود را از اولين کساني مي دانند کهدرجاي خالي ,صفر استفاده مي کردند اما يونانيان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکاني اعداد) مثل بابليان نداشتند. اساساً دستاوردهاي يونانيان در زمينه رياضي بر مبناي هندسه بوده و به عبارت ديگر نيازي نبوده است که رياضي دانان يوناني از اعداد نام ببرند زير آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار مي دادند.

البتهبعضى ازرياضي دانان يوناني  ثبت اطلاعات نجومي را بر عهده داشتند. در اين قسمت به اولين کاربرد علامتي اشاره مي کنيم که امروزه آن را به اين دليل که ستاره شناسان يوناني براي اولين بار علامت 0 را براي آن اتخاذ کردند، عدد صفر مي ناميم. تعداد معدودي از ستاره شناسان اين علامت را بکار بردند و قبل از اينکه سرانجام عدد صفر جاي خود را بدست آورد، ديگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در رياضيات هند ظاهر شد.

هنديان کساني بودند که پيشرفت چشمگيري در اعداد و جدول ارزش مکاني اعداد ايجاد کردند هنديان نيز از صفر براي نشان دادن جاي خالي در جدول استفاده مي کردند.

اکنون اولين حضور صفر را به عنوان يک عدد مورد بررسي قرار مي دهيم اولين نکته اي که مي توان به آن اشاره کرد اين است که صفر به هيچ وجه نشان دهنده يک عدد بطور معمول نمي باشد. از زمانهاي پيش اعداد به مجموعه اي از اشياء نسبت داده مي شدند و در حقيقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفي که از ويژگيهاي مجموعه اشياء نتيجه نمي شدند، ممکن شد. هنگاميکه فردي تلاش مي کند تا صفر و اعداد منفي را بعنوان عدد در نظر بگيريد با اين مشکل مواجه مي شود که اين عدد چگونه در عمليات محاسباتي جمع، تفريق، ضرب و تقسيم عمل مي کند. رياضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به اين سئوالها پاسخ دهندو در اين زمينه نيز تا حدودى موفق بوده اند .  

اين نکته نيز قابل ذکر است که تمدن ماياها که در آمريکای مرکزی زندگی می کردند نيز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.

بعدها نظريات رياضی دانان هندی علاوه بر غرب، به رياضی دانان اسلامی و عربی نيز انتقال يافت. فيبوناچی، مهمترين رابط بين دستگاه اعداد هندی و عربی و رياضيات اروپا می باشد.

 

رياضيات چيست؟

 

 

آيا ميتوان اين علم را در چند جمله معرفي كرد ؟ بدون شك معرفي علوم پايه بخصوص علم رياضي كه ما در همه علوم است، كار بسيار دشواري است. زيرا اين علم از يك سو ذهني و تجريدي و از سوي ديگر عملي ميباشد و در نتيجه يك تعريف بايد كلي باشد تا بتواند تمام ابعاد دانش رياضي را در بر بگيرد .براي مثال « آندروگليسون» رياضي دان آمريكايي در معرفي اين علم مي گويد:


 

«رياضيات علم نظم است و موضوع آن يافتن ، توصيف و درك نظمي است كه در وضعيتهاي ظاهراََ پيچيده نهفته است و ابزارهاي اصولي اين علم ، مفاههيمي هستند كه ما را قادر ميسازند تا اين نظم را توصيف كنيم.»


 

دكتر ديبايي استاد رياضي دانشگاه تربيت معلم تهران نيز در معرفي اين علم ميگويد:


 

« علم رياضي، قانونمند كردن تجربيات طبييعي است كه در گياهان و بقيه مخلوقات مشاهده ميكنيم.علم رياضيات اين تجربيات را دسته بندي وقانونمند كرده وهمچنين توسعه ميدهد.»


 

رياضيات علم نظم است و موضوع آن يافتن، توصيف و درک نظمي است که در وضعيت‌هاي ظاهرا پيچيده‌ نهفته است و ابزارهاي اصولي اين علم ، مفاهيمي هستند که ما را قادر مي‌سازند تا اين نظم را توصيف کنيم» .
دکتر ديبايي استاد رياضي دانشگاه تربيت معلم تهران نيز در معرفي اين علم مي‌گويد:
«
علم رياضي، قانونمند کردن تجربيات طبيعي است که در گياهان و بقيه مخلوقات مشاهده مي‌کنيم . علوم رياضيات اين تجربيات را دسته‌بندي و قانونمند کرده و همچنين توسعه مي‌دهند.»
دکتر رياضي استاد رياضي نيز در معرفي اين علم مي‌گويد: «رياضيات علم مدل‌دهي به ساير علوم است. يعني زبان مشترک نظريات علمي ساير علوم ، علم رياضي مي‌باشد و امروزه اگر علمي را نتوان به زبان رياضي بيان کرد، علم نمي‌باشد.»


 

رياضيات بر خلاف تصور بعضي از افراد يکسري فرمول و قواعد نيست که هميشه و در همه‌جا بتوان از آن استفاده کرد بلکه رياضيات درست فهميدن صورت مساله و درست فکر کردن براي رسيدن به جواب است و براي به دست آوردن اين توانايي ، دانشجو بايد صبر و پشتکار لازم را داشته باشد تا بتواند حتي به مدت چندين ساعت در مورد يک مساله رياضي فکر کرده و در نهايت با ابتکار و خلاقيت آن را حل کند.

 

معرفي گرايش هاي رياضي:

رياضيات هنري است باستاني واز همان آغاز از جمله ذهني ترين و در عين حال علمي ترين تلاشهاي آدمي بوده است. يعني از همان 1800سال پيش از ميلاد كه بابليها در زمينه خواص تجريدي اعداد به پژوهش پرداختند، رياضيات در كنار جنبه هاي ادراكي نظري ،به صورت ابزار كه هر روز براي مساحي زمين، دريانوردي وساختن بناهاي بزرگ مورد نياز بود،به كار ميرفت.


امروزه نيز به همين منوال است وشايد به همين دليل ما در رشته رياضي با دو گزايش رياضي محض وكاربردي روبهرو هستيم.اما آيا ميتوان اين دو گرايش را به طور كامل از يكديگر مجزا كرد؟آيا ميتوان گفت كه رياضي محض تنها يك فعاليت ذهني است وهيچ كاربردي ندارد و در كنار آن رياضي كاربردي، كاربرد رياضيات را در علوم وفنون مختلف بررسي ميكند وآيا طبق نظر «هارولدهاردي» رياضيدان بزرگ انگليسي، تنها بايد به خاطر زيبايي رياضيات ( رياضيات محض ) به آن پرداخت واين علم هيچ ارزش علمي ندارد ؟

بايد گفت كه امروزه چنين ديدگاهي قابل قبول نيست بلكه به اعتقاد رياضيدانها حتي ذهني ترين حوزه هاي رياضيات مثل هندسه، نظريه اعداد ومنطق نيز اهميت علمي بسياري دارد وبه همين دليل نببايد رياضيات را به دو گرايش محض وكاربردي تقسيم كرد.


 

ويژگي ها و توانمندي هاي لازم براي موفقيت در رشته رياضي:

 

رياضيدان، كاشف متهور ناشناخته ها است. عاشقي است كه با شوري فراوان پا در وادي ناشناخته ها ميگذارد وبا تلاشي تحسين بر انگيز وبه كمك ابزا رهايي كه در اختيار دارد ، تاريكيهاي راه را روشن كرده وراه را براي ديگران هموار ميسازد.به همين دليل يك رياضيدان قبل از هر چيز بايد جرات قدم گذاري در وادي ناشناخته ها را داشته باشد. همچنبن بايد با صبرو حوصله زياد وابتكار وخلاقيت مسائل وقضاياي دانش رياضي راحل كند.


 

چرا رياضيات مي خوانيم؟

 

چرا بايد رياضيات بخوانيم؟راجر بيكن، فيلسوف انگليسي در سال 1267 ميلادي پاسخ اين سوال را اين چنين داده است: «كسي كه اين كار را نكند نمي تواند چيزي از بقيه علوم و هر آن چه در اين جهان هست بفهمد . . . چيزي كه بدتر است اين است كه كساني كه رياضيات نمي دانند به جهالت خودشان پي نمي برند و در نتيجه در پي چاره جويي برنمي آيند.» مي توانم همين جا سخن را پايان دهم اما ممكن است بعضي ها فكر كنند كه شايد خيلي چيزها در هفت قرن گذشته تغيير كرده باشد.
شاهدي تازه مي آورم، پال ديراك از خالقان مكانيك كوانتومي، معتقد است كه وقتي تئوري فيزيكي اي را پايه ريزي مي كنيد نبايد به هيچ شهود فيزيكي اعتماد كنيد. پس به چه چيزي اعتماد كنيد؟ به گفته اين فيزيكدان مشهور، فقط به برنامه اي متكي بر رياضيات ولو اين كه در نگاه اول ربطي به فيزيك نداشته باشد.در حقيقت، در فيزيك تمامي ايده هاي صرفا فيزيكي رايج در ابتداي اين قرن كنار گذاشته اند در حالي كه الگوهاي رياضي اي كه به زرادخانه هاي فيزيكدان ها راه يافته اند به تدريج معناي فيزيكي يافته اند. در اين جاست كه قابل اعتماد بودن رياضيات به روشني رخ مي نماياند. بنابراين الگو سازي رياضي روشي پربار براي شناخت در علوم طبيعي است .
موريس كلاين مي نويسد: يوناني هاي قديم واقعيت هاي دنياي اطراف خود را با علم رياضيات منطبق مي ديدند و حقيقت نمايي طرح كيهان را در رياضيات مي يافتند. آن ها بين قانون هاي طبيعت و قانون هاي رياضي شباهت هايي را احساس مي كردند كه اكنون يكي از پايه هاي اساسي علوم را تشكيل مي دهد. بعدها يوناني ها در شناخت طبيعت پيشتر رفتند و اعتقاد استواري پيدا كردند كه جهان بر اساس قانون هاي رياضي طراحي شده و دستگاه كنترل شده اي است، از قانون هايي پيروي مي كند و براي بشر قابل درك است.
دست آخر اين كه رياضيات موسيقي ذهن است پس بايد آن را نواخت.

 

 

                                                 منبع:         

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:13  توسط سپیده  | 

بازی وریاضی

 

بازی و ریاضی

 

مقدمه

بازی و ریاضی بسیاری از موضوعات و بخش های جذاب و متنوع علم ریاضی را در بر می گیرد که توسط یک محقق و ریاضیدان آمریکایی به نام مارتین گاردنر به جهانیان عرضه شد.
گاردنر با نشان نبوغ و خلاقیتش در به کارگیری
ریاضی در بازی و سرگرمی، دیگر دانشمندان و ریاضیدانان را به تهیج واداشت.
در این مسیر یعنی به کار گیری ریاضی در جهان امروز داگلاس هافستادر نیز همانند گاردنر سهم بسزایی داشت.
در مجموع محبوب ترین و معروف ترین ریاضیدانان که در سال های اخیر کمک شایانی به این امر داشته اند عبارتند از:
  1. جان کاندی
  2. مارتین گاردنر
  3. داگلاس هافستادلر

همچنین کسانی که با تلاش های بی شائبه خود تحقیقات وسیعی را در نشر و گسترش علم ریاضی در بین عموم جامعه انجام داده اند عبارتند از:
  1. هنری دُدنی
  2. پیت هین
  3. سم لوید

بازی 4*4

چهار چهار نوعی بازی ریاضی است که معمولاً دانش آموزان مقاطع بالاتر تحصیلی به خاطر انجام عملیات های گسترده و ساده بر روی اعداد به انجام آن مبادرت می ورزند.
اما بسیاری از نوجوانان در سنین مختلف نیز علاقه خاصی به انجام این بازی دارند.
هدف از این بازی یافتن ساده ترین راه ریاضی برای بیان تمام اعداد از صفر تا بی نهایت، به وسیله عدد 4 است. که می بایست فقط از عملیات های معمول و ساده ریاضی استفاده کرد. اکثر نسخه های این بازی با نام 4*4 معروف است ولی در بعضی سایت ها و منابع دیگر با نام های دیگری نیز بیان شده است.

تنها تفاوت موجود در بین نسخه های دیگر این بازی، استفاده کم یا زیاد از اعمال ریاضی است.
استفاده از حداقل، 4 عمل اصلی که عبارت است از جمع (+)، تفریق (-)، ضرب (*) و یا تقسیم (÷) تقریباً در تمام نسخ این بازی مشترک است.

در برخی دیگر از نسخه های 4*4، ریشه دوم،
فاکتوریل و توان قراردادی نیز محاسبه می شود. عموماً استفاده از لگاریتم در این بازی مجاز نمی باشد ولی استفاده از اعداد اعشاری بلامانع است.
همچنین در انواع دیگر این بازی به جای قراردادن عدد 4 در همه معادلات، از اعداد قراردادی دیگری مانند سال تاریخ تولد فرد منظور می شود. برای مثال به منظور استفاده از سال
1975م، می بایست ساده ترین راه برای ایجاد اعداد 1، 9، 7 و 5 ارائه شود.

مثال

در اینجا گوشه هایی از این بازی جذاب را که بین اعداد 1 تا 20 می باشد، به نمایش گذارده ایم.

0= 44 - 44 0
1= 44 ÷ 44 1
2= 4÷4 + 4÷4 2
3= 4÷ (4+4+4) 3
4= 4+ (4-4)*4 4
5= 4÷ (4+4*4) 5
6= 4*4/0 + 4/4 6
7= 4 - 4÷44 7
8= 4/4 + 4/0- 4 8
9=4÷4 + 4+4 9
10= 4/4÷44 10
11=4÷4 + 4/0÷4 11
12= 4÷ (4+44) 12
13= 4÷44 - !4 13
14=4/0-(4/0-4)*4 14
15=4 + 4÷44 15
16=(4-44)*4/0 16
17=4÷4 + 4*4 17
18= 4/0 + 4/0*44 18
19=4÷4 - 4-!4 19
20=(4+4÷4)*4 20





برای اعداد اول مانند 113 و 123 معمولاً راه حل محاسبه آن قدری مشکل است. برای حل آنها می توان راه حل های زیر را پیشنهاد داد:


برای 123 نیز راه حلی توصیه می شود اگرچه قدری مشکل به نظر می رسد:



اولین مقاله ای که درباره این فعالیت (بازی و ریاضی) منتشر شد، در مجله ریاضی، آفرینش و تحقیق بود که به وسیله رُز بال در سال 1892م به علاقه مندان عرضه شد و در این مقاله توضیح و تاریخچه ای از بازی و ریاضی در گذشته به میان آمده بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:9  توسط سپیده  |